<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>بایگانی‌های از ورامین به شهرآرا - سایت رسمی حسین جنتی</title>
	<atom:link href="https://www.h-jannati.ir/tag/%D8%A7%D8%B2-%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%A2%D8%B1%D8%A7/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.h-jannati.ir/tag/از-ورامین-به-شهرآرا/</link>
	<description>شاعر/ جستجوگر/ آموزگار</description>
	<lastBuildDate>Sat, 02 Jul 2022 09:50:19 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.1.1</generator>

<image>
	<url>https://www.h-jannati.ir/wp-content/uploads/2025/01/cropped-696f1aec-ece3-46e8-a2e3-c4528ede5ff8-e1736744612259-32x32.jpeg</url>
	<title>بایگانی‌های از ورامین به شهرآرا - سایت رسمی حسین جنتی</title>
	<link>https://www.h-jannati.ir/tag/از-ورامین-به-شهرآرا/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>از ورامین به شهرآرا</title>
		<link>https://www.h-jannati.ir/%d8%a7%d8%b2-%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%b4%d9%87%d8%b1%d8%a2%d8%b1%d8%a7/</link>
					<comments>https://www.h-jannati.ir/%d8%a7%d8%b2-%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%b4%d9%87%d8%b1%d8%a2%d8%b1%d8%a7/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[site admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 22 May 2022 09:02:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>
		<category><![CDATA[از ورامین به شهرآرا]]></category>
		<category><![CDATA[حسین جنتی]]></category>
		<category><![CDATA[حسین جنتی شاعر]]></category>
		<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.h-jannati.ir/?p=363</guid>

					<description><![CDATA[<p>بارها بازجویی‌شدن، رنج و شکنجۀ روحی همسر و فرزندان، بازداشت، زندان، توقیفِ کتاب‌ها، اخراج از کار و گروگانگیریِ رزق، همه و همه را تاب آورده‌ایم، من و خانواده با هم تاب آورده‌ایم&#8230; ما با وجود اینکه امکانش ...</p>
<p>نوشته <a href="https://www.h-jannati.ir/%d8%a7%d8%b2-%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%b4%d9%87%d8%b1%d8%a2%d8%b1%d8%a7/">از ورامین به شهرآرا</a> اولین بار در <a href="https://www.h-jannati.ir">سایت رسمی حسین جنتی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p class="wp-block-paragraph">بارها بازجویی‌شدن، رنج و شکنجۀ روحی همسر و فرزندان، بازداشت، زندان، توقیفِ کتاب‌ها، اخراج از کار و گروگانگیریِ رزق، همه و همه را تاب آورده‌ایم، من و خانواده با هم تاب آورده‌ایم&#8230; ما با وجود اینکه امکانش را داشتیم مثل بسیاری دیگر (که به تصمیمشان احترام می‌گذارم و اساسا به من ارتباطی هم ندارد) وطنمان را ترک نکردیم، ماندیم و با وجود همه‌ی این سختی‌ها که همچنان ادامه دارد، از هر روزنی که یافتیم حرف زدیم و نوشتیم، اما باید بگویم من احمق نیستم! همین حالا اگر به حرفِ &#8220;واسطه‌ها&#8221; گوش بدهم با یک تلفن مدیر فلان‌جا خواهم شد&#8230; آدم‌هایی با یک‌پنجمِ استعدادِ خدادادِ من از شهرستان(که عزیز است) آمدند و در جاهایی که من و امثالِ من خوابش را هم نمی‌بینیم ساکن شدند و شاغل&#8230; نوشِ جانشان، من اما به قولِ جوادِظریف <strong><em>&#8220;خودم انتخاب کردم که این‌طور زندگی کنم&#8221;</em></strong>از انتخابم راضی‌ام و گلایه‌ای از کسی ندارم.</p>



<p class="wp-block-paragraph"><br>اما! اما!</p>



<p class="wp-block-paragraph">ما نجیب بودیم، احمق نبودیم! ما قیمتمان را می‌دانستیم، همسرِ من که هیچگاه به خاطرِ شرایط زندگی و تغییر شغل‌های ناچار و &#8220;به فرموده&#8221; چیزی نگفت جز: <strong>&#8220;گور پدرشان، خدا کریم است&#8221;</strong> قیمتِ مرا می‌داند، ما خودمان انتخاب کردیم بی‌شرف نباشیم، ما خودمان نفروختیم اگرنه خریدار صف بسته! من نمی‌توانم بعضی چیز‌ها را اینجا بنویسم اما رفقای شاعرِ ما بدانند وقت برای من که &#8220;جنتی‌ام&#8221; فراخ است&#8230; از همه‌چیز می‌گذرم، از شغل که نیازِ هر انسانی‌ست، از تریبون که هیچ دلبستگی به آن نداشتم و ندارم، از آسایش و آزادیِ ظاهری‌ام&#8230; اما از یک‌چیز نمی‌گذرم! این‌که کم‌مایه‌ها ادای شاعر دربیاورند و کتاب چاپ کنند و به ریشِ شعر بخندند! روزنامه و مجله و تلویزیون و همه‌جا را اشغال کنند و با دوخط مزخرف به چاپ‌های چندم برسند و من اجازه نداشته باشم کتابم را حتی برای آزمایش بفرستم برای چاپ! به ناشر گفته‌اند: <strong>اصلا فایل کتاب فلانی را نیاور برایت بد می‌شود!</strong> بازیگرِ دوزاری اگر زبان در کام بگیرد می‌تواند هرچه می‌خواهد بپوشد، هرچه دوست دارد بخورد! هرجا دوست دارد برود، کتاب شعر هم چاپ کند به شرطی که وقتی هوا پس است به جای اعتراض بیاید ماله‌ی <strong>&#8220;عوضش امنیت داریم&#8221;</strong> بکشد! مجریِ بی‌نمکِ تلویزیون هم می‌تواند در عوضِ <strong>&#8220;عادی انگاریِ همه‌چیز&#8221;</strong> روی آنتنِ تلویزیون و سکوت در همه‌ی وقایعِ اجتماعی، کتاب شعر! چاپ کند و به چاپ چندم برسد و خبرگزاری‌هایی که صبح تا شب به مردم دروغ می‌گویند بسیج شوند که ثابت کنند شاعر است! جالب اینجاست که خودش مصاحبه می کند و میگوید:</p>



<p class="wp-block-paragraph"><strong><em>لواسانی با تاکید بر اینکه قبل از خواندن آثار افراد نمی‌توان در مورد آنها قضاوتی داشت افزود: قضاوت درباره کتاب قبل از خواندنش مانند فیلمی است که دیده نشده، نقد می‌شود. من معتقدم افراد حق دارند ابعاد مختلف زندگی خود را عرضه کنند؛ همانطور که اندیشه فولادوند پیش از بازیگری استعداد شاعری خود را بروز داده است.</em></strong></p>



<p class="wp-block-paragraph"><em><strong>وی با  گلایه از اینکه سال ۹۶ که آثارش چاپ شده و اشعارش بیشتر از اجراهای تلویزیونی‌اش مورد قضاوت قرار گرفته است، خاطر نشان کرد: برخی با بی‌انصافی مدعی‌ می‌شوند چون مجری هستم، کتاب‌هایم فروش می‌رود که این مسأله واقعا مرا ناراحت می‌کند، چرا که برخی قبل از مطالعه آثارم این گونه قضاوتم می‌کنند. با این وجود، جدی‌تر پیگیری می‌کنم و امیدوارم به زودی شعر من از زیر سایه اجرا‌هایم بیرون بیاید.</strong></em></p>



<p class="wp-block-paragraph">بله خانم لواسانی محترم! در فضای مجازی بخشی از کتابتان را خواندم، اما بیش از ده دوازده خط نتوانستم ادامه بدهم! حالم بد شد، حالا قضاوت می‌کنم: سست، بی‌محتوا، زرد‌، این آن چیزی‌ست که گمان می‌کنید شعر است! زبانِ سست و مضامینِ دم ‌ِدستی که به ذهنِ هر فارسی زبانی می‌آید، با کمی مودبانه نوشتن شعر نیست! متنِ آبکی و به‌دردنخوری‌ست که به زودی و قبل از خشک شدنِ جوهرِ چاپخانه روی کاغذِ زبان‌بسته فراموش شده است&#8230;<br>در این‌روزهامردمی که من می‌شناسم نگرانِ نان شبند و نمی‌دانند آینده‌ فرزندانشان چیست، <strong>&#8220;مردمی که اگر اعتراض نکنند خونِ‌دل می‌خورند و اگر اعتراض کنند گلوله&#8221;</strong> نیاز دارند کسی صدای آنها باشد، گرچه این صدا خودش زیرِ چکمه باشد&#8230; شما به همراهیِ تلویزیون بخشی از دروغید و من و امثال من که کم هم نیستیم، بی هیچ وسیله‌ای و بی هیچ حقوقی صدای همسایه‌های گرسنه‌ی خویشیم&#8230;</p>



<figure class="wp-block-video"></figure>
<p>نوشته <a href="https://www.h-jannati.ir/%d8%a7%d8%b2-%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%b4%d9%87%d8%b1%d8%a2%d8%b1%d8%a7/">از ورامین به شهرآرا</a> اولین بار در <a href="https://www.h-jannati.ir">سایت رسمی حسین جنتی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.h-jannati.ir/%d8%a7%d8%b2-%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%b4%d9%87%d8%b1%d8%a2%d8%b1%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>126</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
