<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>
	دیدگاه‌ها برای: مُعْتَذِراً نادِماً مُنْکَسِراً &#8230;	</title>
	<atom:link href="https://www.h-jannati.ir/%D9%85%D9%8F%D8%B9%D9%92%D8%AA%D9%8E%D8%B0%D9%90%D8%B1%D8%A7%D9%8B-%D9%86%D8%A7%D8%AF%D9%90%D9%85%D8%A7%D9%8B-%D9%85%D9%8F%D9%86%D9%92%D9%83%D9%8E%D8%B3%D9%90%D8%B1%D8%A7%D9%8B/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.h-jannati.ir/%d9%85%d9%8f%d8%b9%d9%92%d8%aa%d9%8e%d8%b0%d9%90%d8%b1%d8%a7%d9%8b-%d9%86%d8%a7%d8%af%d9%90%d9%85%d8%a7%d9%8b-%d9%85%d9%8f%d9%86%d9%92%d9%83%d9%8e%d8%b3%d9%90%d8%b1%d8%a7%d9%8b/</link>
	<description>شاعر/ جستجوگر/ آموزگار</description>
	<lastBuildDate>Mon, 13 Oct 2025 14:18:01 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>
	<item>
		<title>
		توسط: علی اسماعیلی		</title>
		<link>https://www.h-jannati.ir/%d9%85%d9%8f%d8%b9%d9%92%d8%aa%d9%8e%d8%b0%d9%90%d8%b1%d8%a7%d9%8b-%d9%86%d8%a7%d8%af%d9%90%d9%85%d8%a7%d9%8b-%d9%85%d9%8f%d9%86%d9%92%d9%83%d9%8e%d8%b3%d9%90%d8%b1%d8%a7%d9%8b/#comment-2130</link>

		<dc:creator><![CDATA[علی اسماعیلی]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 13 Oct 2025 17:48:01 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">https://www.h-jannati.ir/?p=1155#comment-2130</guid>

					<description><![CDATA[منم با این حراست ماجراها داشتم و دارم
《افتخار مردودی》
وقتی نامه‌ی محرمانه‌ی حراست رو باز کردم و فهمیدم از سوی مراجع ذیصلاح برای انتخابات نظام مهندسی رد صلاحیت شدم، همه چیز برام گنگ بود، نامه کوتاه بود بی هیچ دلیل و توضیحی برای رد صلاحیت، مراجع ذیصلاح به گوشم نخورده‌بود که هنوزم برام ناشناخته‌ هستن، فقط فرستنده نامه مشخص بود؛ حراست اداره کل راه و شهرسازی، رفتم محل کارشون، از هر کی پرسیدم پاسخگو نبود هر چی اصرار کردم، بی‌فایده بود. تازه فهمیدم، در سطح استان فقط من رد صلاحیت شدم.
 دست از پا درازتر برگشتم، چندین ماه پس از انتخابات، اتفاقی برخوردم به این ماده‌ی قانونی: 
«دلیل رد صلاحیت باید کتباً به داوطلب ابلاغ شود»
به استناد همین ماده و پافشاری بالاخره رسیدم به نامه‌ی رد صلاحیت. دلایل رو دیدم عجیب و غریب، سست و بی‌اساس و در آن بین، این مورد دردناک
«سوءاستفاده از نام رزمندگان و بسیج برای کسب رای در حالیکه ایشان هیچ‌گونه سابقه‌ عضویت در بسیج را ندارد.»
نمیتونستم باور کنم، من که نزدیک به یکسال داوطلبانه در جنگ بودم و از امتیازات متعدد رزمندگان هیچ استفاده‌ای نکردم حالا به سوءاستفاده متهم و رد صلاحیت شدم.
هیچ کاری نمیتوانستم بکنم، من ماندم و زخمی که مرهم نداشت تا اینکه پس از سه سال‌ تلخِ تلخِ تلخ
پسرم دوره‌ی کارشناسی‌ارشد را با نمره‌ای ممتاز از دانشگاه تهران به پایان رساند و برای دوره‌ی دکترا از دانشگاهی معتبر در آمریکا پذیرش گرفت با هزار امید و آرزو مشغول تهیه و ترجمه‌ی مدارک مورد نیاز ویزا بودیم که پرونده‌ی او در آخرین مرحله گرفتار «چک امنیتی» شد. به این دلیل؛ «سابقه‌ی عضویت یا همکاری والدین با بسیج یا سپاه»
روزهای شومی بود، بدون هیچگونه خبری از چک امنیتی، دلهره‌ی ردشدن ویزا، تمام وجودمان را پر کرده‌بود و امیدمان را نابود، تنها کورسوی امید، نوشتن دادخواست به دادگاه فدرال آمریکا بود. 
در اوج ناامیدی که فکرم درگیر رد شدن ویزا و نوشتن دادخواست بود، یاد نامه‌ی رد صلاحیتم افتادم و اینکه نامه‌ی محرمانه اداره کل راه و شهرسازی با مهری برجسته احتمالا سندی معتبره و به همین احتمال برای  دادخواست نوشتم:
«در سوابق من اشتباه شده، من سابقه‌ی بسیجی ندارم و حضورم در جبهه در قالب طرحی دانشجویی بوده‌است...»
ترجمه‌ی رسمی نامه‌ی رد صلاحیتم را، با تاکید بر این جمله: «ایشان هیچگونه سابقه‌ی عضویت در بسیج را ندارد.» به پیوست دادخواست ارسال کردم.
و پس از دو هفته آن روز رسید.
روزی که معجزه اتفاق افتاد.
روزی که با تمام وجود باور کردم
عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد.
هنوز 
صدای لرزان پسرم در گوشمه:
«بابا! چک امنیتی تموم شد الآن ایمیل دادن  که برای صدور ویزا با گذرنامه برم سفارت»
آن لحظه، انگار بغض سه ساله شکست و اشکهای شوق تموم تلخیها رو شست. لحظه‌‌لحظه‌ی آن روز لبریز شادمانی شده بود با شوری پایان‌ناپذیز، طوریکه شیرینی‌ و افتخار آن مردودی تا همیشه در تنم جاریست.
در پایان به منظور قدردانی از عاملان این افتخار، 
خیلی متشکرم از حراست اداره کل راه و شهرسازی که زحمت نوشتن نامه‌ی رد صلاحیتم را کشیدند 
و 
خیلی ممنونم از مراجع ذیصلاح، موجودات ناشناخته‌ای که این مردودی را مدیونشونم.

تابستان چارصدوچار]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>منم با این حراست ماجراها داشتم و دارم<br />
《افتخار مردودی》<br />
وقتی نامه‌ی محرمانه‌ی حراست رو باز کردم و فهمیدم از سوی مراجع ذیصلاح برای انتخابات نظام مهندسی رد صلاحیت شدم، همه چیز برام گنگ بود، نامه کوتاه بود بی هیچ دلیل و توضیحی برای رد صلاحیت، مراجع ذیصلاح به گوشم نخورده‌بود که هنوزم برام ناشناخته‌ هستن، فقط فرستنده نامه مشخص بود؛ حراست اداره کل راه و شهرسازی، رفتم محل کارشون، از هر کی پرسیدم پاسخگو نبود هر چی اصرار کردم، بی‌فایده بود. تازه فهمیدم، در سطح استان فقط من رد صلاحیت شدم.<br />
 دست از پا درازتر برگشتم، چندین ماه پس از انتخابات، اتفاقی برخوردم به این ماده‌ی قانونی:<br />
«دلیل رد صلاحیت باید کتباً به داوطلب ابلاغ شود»<br />
به استناد همین ماده و پافشاری بالاخره رسیدم به نامه‌ی رد صلاحیت. دلایل رو دیدم عجیب و غریب، سست و بی‌اساس و در آن بین، این مورد دردناک<br />
«سوءاستفاده از نام رزمندگان و بسیج برای کسب رای در حالیکه ایشان هیچ‌گونه سابقه‌ عضویت در بسیج را ندارد.»<br />
نمیتونستم باور کنم، من که نزدیک به یکسال داوطلبانه در جنگ بودم و از امتیازات متعدد رزمندگان هیچ استفاده‌ای نکردم حالا به سوءاستفاده متهم و رد صلاحیت شدم.<br />
هیچ کاری نمیتوانستم بکنم، من ماندم و زخمی که مرهم نداشت تا اینکه پس از سه سال‌ تلخِ تلخِ تلخ<br />
پسرم دوره‌ی کارشناسی‌ارشد را با نمره‌ای ممتاز از دانشگاه تهران به پایان رساند و برای دوره‌ی دکترا از دانشگاهی معتبر در آمریکا پذیرش گرفت با هزار امید و آرزو مشغول تهیه و ترجمه‌ی مدارک مورد نیاز ویزا بودیم که پرونده‌ی او در آخرین مرحله گرفتار «چک امنیتی» شد. به این دلیل؛ «سابقه‌ی عضویت یا همکاری والدین با بسیج یا سپاه»<br />
روزهای شومی بود، بدون هیچگونه خبری از چک امنیتی، دلهره‌ی ردشدن ویزا، تمام وجودمان را پر کرده‌بود و امیدمان را نابود، تنها کورسوی امید، نوشتن دادخواست به دادگاه فدرال آمریکا بود.<br />
در اوج ناامیدی که فکرم درگیر رد شدن ویزا و نوشتن دادخواست بود، یاد نامه‌ی رد صلاحیتم افتادم و اینکه نامه‌ی محرمانه اداره کل راه و شهرسازی با مهری برجسته احتمالا سندی معتبره و به همین احتمال برای  دادخواست نوشتم:<br />
«در سوابق من اشتباه شده، من سابقه‌ی بسیجی ندارم و حضورم در جبهه در قالب طرحی دانشجویی بوده‌است&#8230;»<br />
ترجمه‌ی رسمی نامه‌ی رد صلاحیتم را، با تاکید بر این جمله: «ایشان هیچگونه سابقه‌ی عضویت در بسیج را ندارد.» به پیوست دادخواست ارسال کردم.<br />
و پس از دو هفته آن روز رسید.<br />
روزی که معجزه اتفاق افتاد.<br />
روزی که با تمام وجود باور کردم<br />
عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد.<br />
هنوز<br />
صدای لرزان پسرم در گوشمه:<br />
«بابا! چک امنیتی تموم شد الآن ایمیل دادن  که برای صدور ویزا با گذرنامه برم سفارت»<br />
آن لحظه، انگار بغض سه ساله شکست و اشکهای شوق تموم تلخیها رو شست. لحظه‌‌لحظه‌ی آن روز لبریز شادمانی شده بود با شوری پایان‌ناپذیز، طوریکه شیرینی‌ و افتخار آن مردودی تا همیشه در تنم جاریست.<br />
در پایان به منظور قدردانی از عاملان این افتخار،<br />
خیلی متشکرم از حراست اداره کل راه و شهرسازی که زحمت نوشتن نامه‌ی رد صلاحیتم را کشیدند<br />
و<br />
خیلی ممنونم از مراجع ذیصلاح، موجودات ناشناخته‌ای که این مردودی را مدیونشونم.</p>
<p>تابستان چارصدوچار</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: لیلاج		</title>
		<link>https://www.h-jannati.ir/%d9%85%d9%8f%d8%b9%d9%92%d8%aa%d9%8e%d8%b0%d9%90%d8%b1%d8%a7%d9%8b-%d9%86%d8%a7%d8%af%d9%90%d9%85%d8%a7%d9%8b-%d9%85%d9%8f%d9%86%d9%92%d9%83%d9%8e%d8%b3%d9%90%d8%b1%d8%a7%d9%8b/#comment-943</link>

		<dc:creator><![CDATA[لیلاج]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 09 Apr 2025 11:34:05 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">https://www.h-jannati.ir/?p=1155#comment-943</guid>

					<description><![CDATA[سلام. 

واعظان را صحبتی زیباست بر منبر، ولی
قصه گویی چاره ی این مردم بی چاره نیست

این که از جایش برون شد دیگری جایش نشست
 مسجد و محراب اما جای هر بیکاره نیست
 
عدل را گویند هر چیزی به جای خود رسد
مکتب اما جای آن مداح و این بدکاره نیست

دست جای عقل و عقلم جای پا، پایم کجا؟
نام عاقل پس چرا امروز جز آواره نیست

آنچه می گویم ترا ای شیخ حرف مست نیست
آنکه شب در کوچه زد فریاد پس میخواره نیست

بازگرد و لحظه ای بر آنچه کردی فکر کن
کین ستم ها پاسخ این مردم غمخواره نیست

فروردین ۰۴

درد دل بود.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام. </p>
<p>واعظان را صحبتی زیباست بر منبر، ولی<br />
قصه گویی چاره ی این مردم بی چاره نیست</p>
<p>این که از جایش برون شد دیگری جایش نشست<br />
 مسجد و محراب اما جای هر بیکاره نیست</p>
<p>عدل را گویند هر چیزی به جای خود رسد<br />
مکتب اما جای آن مداح و این بدکاره نیست</p>
<p>دست جای عقل و عقلم جای پا، پایم کجا؟<br />
نام عاقل پس چرا امروز جز آواره نیست</p>
<p>آنچه می گویم ترا ای شیخ حرف مست نیست<br />
آنکه شب در کوچه زد فریاد پس میخواره نیست</p>
<p>بازگرد و لحظه ای بر آنچه کردی فکر کن<br />
کین ستم ها پاسخ این مردم غمخواره نیست</p>
<p>فروردین ۰۴</p>
<p>درد دل بود.</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: محمدصفرفعلی		</title>
		<link>https://www.h-jannati.ir/%d9%85%d9%8f%d8%b9%d9%92%d8%aa%d9%8e%d8%b0%d9%90%d8%b1%d8%a7%d9%8b-%d9%86%d8%a7%d8%af%d9%90%d9%85%d8%a7%d9%8b-%d9%85%d9%8f%d9%86%d9%92%d9%83%d9%8e%d8%b3%d9%90%d8%b1%d8%a7%d9%8b/#comment-805</link>

		<dc:creator><![CDATA[محمدصفرفعلی]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 03 Mar 2025 21:12:47 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">https://www.h-jannati.ir/?p=1155#comment-805</guid>

					<description><![CDATA[سلام و ارادت    چه ساز بود که در پرده میزد آن مطرب   که سالها عمر رفت و دماغ پر زهواست   سالها پیش در هنرستان رازی  با شما آشنا شدم  از همان روز نخست شعرهایتان شنیدنی و شخصیت شما دوست داشتنی بود   امیدوارم که زیباترین روزهای زندگیتان را از طبیعت هدیه بگیرید  دوستدار همیشگی شما]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام و ارادت    چه ساز بود که در پرده میزد آن مطرب   که سالها عمر رفت و دماغ پر زهواست   سالها پیش در هنرستان رازی  با شما آشنا شدم  از همان روز نخست شعرهایتان شنیدنی و شخصیت شما دوست داشتنی بود   امیدوارم که زیباترین روزهای زندگیتان را از طبیعت هدیه بگیرید  دوستدار همیشگی شما</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: سیمین فربد		</title>
		<link>https://www.h-jannati.ir/%d9%85%d9%8f%d8%b9%d9%92%d8%aa%d9%8e%d8%b0%d9%90%d8%b1%d8%a7%d9%8b-%d9%86%d8%a7%d8%af%d9%90%d9%85%d8%a7%d9%8b-%d9%85%d9%8f%d9%86%d9%92%d9%83%d9%8e%d8%b3%d9%90%d8%b1%d8%a7%d9%8b/#comment-664</link>

		<dc:creator><![CDATA[سیمین فربد]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 29 Dec 2024 15:30:54 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">https://www.h-jannati.ir/?p=1155#comment-664</guid>

					<description><![CDATA[درودها
<img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/1f44f-1f3fb.png" alt="👏🏻" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /><img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/1f44f-1f3fb.png" alt="👏🏻" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /><img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/1f44f-1f3fb.png" alt="👏🏻" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /><img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/1f44f-1f3fb.png" alt="👏🏻" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>درودها<br />
👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: منصور شریفیان		</title>
		<link>https://www.h-jannati.ir/%d9%85%d9%8f%d8%b9%d9%92%d8%aa%d9%8e%d8%b0%d9%90%d8%b1%d8%a7%d9%8b-%d9%86%d8%a7%d8%af%d9%90%d9%85%d8%a7%d9%8b-%d9%85%d9%8f%d9%86%d9%92%d9%83%d9%8e%d8%b3%d9%90%d8%b1%d8%a7%d9%8b/#comment-663</link>

		<dc:creator><![CDATA[منصور شریفیان]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 29 Dec 2024 03:05:39 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">https://www.h-jannati.ir/?p=1155#comment-663</guid>

					<description><![CDATA[درود بر حسین عزیز 
پیشنهاد می کنم سیره حقیقی فرماندهان شهید و اصیل جنگ همچون شهیدان باکری ، همت ، رستگار ، خرازی ، زین الدین و ... [ از منطر نگاه رزمندگان و مردم  نه داستن سرایی های حکومتی ] را ملاک راستی و درستی گفتارمان قرار دهیم .
جناب جنتی عزیز ...
ما نسل دهه چهل یک زندگی از این سرزمین طلب داریم . من برایتان قصه ها از جنگ می گویم که گوش فلک را کَر خواهد کرد . 
این روزها سالگرد عملیات کربلای چهار است . ۴ تا ۵ هزار شهید که عمده آنان مفقود هستند . داستان شما تنها یک سوزن در کارخانه تولید تزویر و ریاست نازنین بی تکرار ... ما به عشق اشعارشان زنده ایم مهربان بی تکرار .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>درود بر حسین عزیز<br />
پیشنهاد می کنم سیره حقیقی فرماندهان شهید و اصیل جنگ همچون شهیدان باکری ، همت ، رستگار ، خرازی ، زین الدین و &#8230; [ از منطر نگاه رزمندگان و مردم  نه داستن سرایی های حکومتی ] را ملاک راستی و درستی گفتارمان قرار دهیم .<br />
جناب جنتی عزیز &#8230;<br />
ما نسل دهه چهل یک زندگی از این سرزمین طلب داریم . من برایتان قصه ها از جنگ می گویم که گوش فلک را کَر خواهد کرد .<br />
این روزها سالگرد عملیات کربلای چهار است . ۴ تا ۵ هزار شهید که عمده آنان مفقود هستند . داستان شما تنها یک سوزن در کارخانه تولید تزویر و ریاست نازنین بی تکرار &#8230; ما به عشق اشعارشان زنده ایم مهربان بی تکرار .</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: بنده خدا		</title>
		<link>https://www.h-jannati.ir/%d9%85%d9%8f%d8%b9%d9%92%d8%aa%d9%8e%d8%b0%d9%90%d8%b1%d8%a7%d9%8b-%d9%86%d8%a7%d8%af%d9%90%d9%85%d8%a7%d9%8b-%d9%85%d9%8f%d9%86%d9%92%d9%83%d9%8e%d8%b3%d9%90%d8%b1%d8%a7%d9%8b/#comment-662</link>

		<dc:creator><![CDATA[بنده خدا]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 28 Dec 2024 22:12:40 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">https://www.h-jannati.ir/?p=1155#comment-662</guid>

					<description><![CDATA[دارم به این فکر می‌کنم چه تعداد از این آدم‌ها همین حالا مسئولیت‌های رده‌بالا رو در اختیار دارند
همین‌هایی که حرف دلشان با زبانشان یکی نیست
خدا آخر و عاقبت همه ما را ختم به خیر کند]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دارم به این فکر می‌کنم چه تعداد از این آدم‌ها همین حالا مسئولیت‌های رده‌بالا رو در اختیار دارند<br />
همین‌هایی که حرف دلشان با زبانشان یکی نیست<br />
خدا آخر و عاقبت همه ما را ختم به خیر کند</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: هانی		</title>
		<link>https://www.h-jannati.ir/%d9%85%d9%8f%d8%b9%d9%92%d8%aa%d9%8e%d8%b0%d9%90%d8%b1%d8%a7%d9%8b-%d9%86%d8%a7%d8%af%d9%90%d9%85%d8%a7%d9%8b-%d9%85%d9%8f%d9%86%d9%92%d9%83%d9%8e%d8%b3%d9%90%d8%b1%d8%a7%d9%8b/#comment-661</link>

		<dc:creator><![CDATA[هانی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 28 Dec 2024 19:53:17 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">https://www.h-jannati.ir/?p=1155#comment-661</guid>

					<description><![CDATA[درود بر تو
البته فکر می‌کنم الان دست کم حاضرین در سالن و آن دانشجوها هویتش را فهمیده باشند...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>درود بر تو<br />
البته فکر می‌کنم الان دست کم حاضرین در سالن و آن دانشجوها هویتش را فهمیده باشند&#8230;</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: حق پرست		</title>
		<link>https://www.h-jannati.ir/%d9%85%d9%8f%d8%b9%d9%92%d8%aa%d9%8e%d8%b0%d9%90%d8%b1%d8%a7%d9%8b-%d9%86%d8%a7%d8%af%d9%90%d9%85%d8%a7%d9%8b-%d9%85%d9%8f%d9%86%d9%92%d9%83%d9%8e%d8%b3%d9%90%d8%b1%d8%a7%d9%8b/#comment-660</link>

		<dc:creator><![CDATA[حق پرست]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 28 Dec 2024 18:06:10 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">https://www.h-jannati.ir/?p=1155#comment-660</guid>

					<description><![CDATA[سلام جناب جنتی تضاد درون و برون ادم را پوچ میکند 
خوب است آدم هر چی میگه بهش معتقد باشه
با این داستان شما به این نتیه میرسم که عیب از مسلمانی ماست و اسلام به ذات خود عیبی ندارد 
عملکرد افراد نظیر این ریاکار نباید باعث بشه از اسلام زده بشیم 
امیدارم خداوند عاقبت همه ی ما رو خدا ختم به خیرکنه]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام جناب جنتی تضاد درون و برون ادم را پوچ میکند<br />
خوب است آدم هر چی میگه بهش معتقد باشه<br />
با این داستان شما به این نتیه میرسم که عیب از مسلمانی ماست و اسلام به ذات خود عیبی ندارد<br />
عملکرد افراد نظیر این ریاکار نباید باعث بشه از اسلام زده بشیم<br />
امیدارم خداوند عاقبت همه ی ما رو خدا ختم به خیرکنه</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: شهرام ترابی		</title>
		<link>https://www.h-jannati.ir/%d9%85%d9%8f%d8%b9%d9%92%d8%aa%d9%8e%d8%b0%d9%90%d8%b1%d8%a7%d9%8b-%d9%86%d8%a7%d8%af%d9%90%d9%85%d8%a7%d9%8b-%d9%85%d9%8f%d9%86%d9%92%d9%83%d9%8e%d8%b3%d9%90%d8%b1%d8%a7%d9%8b/#comment-659</link>

		<dc:creator><![CDATA[شهرام ترابی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 28 Dec 2024 15:36:35 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">https://www.h-jannati.ir/?p=1155#comment-659</guid>

					<description><![CDATA[درود بر شما<img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/2764.png" alt="❤" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>درود بر شما❤</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: ناشناس		</title>
		<link>https://www.h-jannati.ir/%d9%85%d9%8f%d8%b9%d9%92%d8%aa%d9%8e%d8%b0%d9%90%d8%b1%d8%a7%d9%8b-%d9%86%d8%a7%d8%af%d9%90%d9%85%d8%a7%d9%8b-%d9%85%d9%8f%d9%86%d9%92%d9%83%d9%8e%d8%b3%d9%90%d8%b1%d8%a7%d9%8b/#comment-658</link>

		<dc:creator><![CDATA[ناشناس]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 28 Dec 2024 14:14:45 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">https://www.h-jannati.ir/?p=1155#comment-658</guid>

					<description><![CDATA[سلیمان به سرای باقی شتافته اما کار موریانه اندکی باقی‌ست]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلیمان به سرای باقی شتافته اما کار موریانه اندکی باقی‌ست</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
	</channel>
</rss>
